بعضیا شبهه میکنن: خدا همه جا هست، نیاز نیست بریم کعبه، یا مثلا از همین جاهم میشه امام حسین رو زیارت کرد، لازم نیست بریم کربلا ،چه فرقی میکنه؟!

واقعاً کسی که گمان دارد مردم به حج می‌روند تا خدا را ببینند و می‌گوید: “خدا همه جا هست”! از توحید و اسلام چه فهمیده که حالا از نماز و حج بفهمد؟!

ب – همین‌ها چون یا تنبل هستند و یا اصلاً اهل اسلام نیستند، می‌گویند: «خدا حرف ما را می‌شنود، چه نیازی هست که نماز بخوانیم؟» – بعد می‌گویند: «هدف از روزه به یاد گرسنگان بودن است، ما به یاد هستیم، پس چه ضرورتی دارد که روزه بگیریم، آن هم در ماه مبارک رمضان» – «خدا به ما عقل داده، چه نیازی به قرآن و پیامبر داریم و آموزه‌های الهی داریم» و … .

پاسخگویی به سؤالات و شبهات (ایکس – شبهه): مگر خداوند سبحان فرموده: «به حج بیایید تا مراببینید»، که اینها می‌گویند: «خدا همه جاهست، نیازی نیست به حج رویم»؟! در ضمن کسی به “کعبه” نمی‌رود، بلکه به “حج” می‌روند و کعبه را به عنوان یک علامت و قبله طواف می‌دهند. مانند تجمع مادی و معنوی هر گروهی، حول محور علامت خود.

عده‌ی بسیار کمی از این افراد واقعاً نمی‌دانند و باید آنها را متذکر شد، اما بسیاری می‌دانند، ولی چون از یک سو اصلاً اهل ایمان، اسلام و … نیستند و هیچ آگاهی نسبت به آن چه می‌گویند نیز ندارند و از سویی دیگر ضدتبلیغ و شبهه پراکنی (جنگ نرم) را وظیفه‌ی خود می‌دانند چنین سخنانی می‌گویند!

الف – واقعاً کسی که گمان دارد مردم به حج می‌روند تا خدا را ببینند و می‌گوید: “خدا همه جا هست”! از توحید و اسلام چه فهمیده که حالا از نماز و حج بفهمد؟!

ب – همین‌ها چون یا تنبل هستند و یا اصلاً اهل اسلام نیستند، می‌گویند: «خدا حرف ما را می‌شنود، چه نیازی هست که نماز بخوانیم؟» – بعد می‌گویند: «هدف از روزه به یاد گرسنگان بودن است، ما به یاد هستیم، پس چه ضرورتی دارد که روزه بگیریم، آن هم در ماه مبارک رمضان» – «خدا به ما عقل داده، چه نیازی به قرآن و پیامبر داریم و آموزه‌های الهی داریم» و … .

ج – کافیست به آنها بگویید: «اگر باور دارید که خدا همه جا هست، باید خود را در محضر او حاضر ببینید و همه جا و در هر حال و کاری او را بندگی کنید و این بندگی در اطاعت از او ظهور و بروز دارد»؛ آن وقت است که می‌گویند: «ما اصلاً این حرف‌ها را قبول نداریم، فلان دانشمند جانورشناسی در وجود خدا شک کرده است، یا فلان دانشمند فیزیک، دنبال اثبات پیدایش خود به خودی ماده است و یا …».

سهم بندگان:

خدا واحد و اَحد است – حادث و محدود نیست – جرم و جسم نیست – فضا و مکان ندارد، و یا حیّ، علیم، حکیم، قادر، مالک، ربّ و … هست، تعاریف ما از اوست که هستی و کمال محض است، در واقع مربوط به اوست، حالا اینجا سهم “بنده” چیست؟!

اگر یکی بپرسید: خداوند سبحان همین طور است که تعریف می‌کنی، اما به تو چه؟ تو در این رابطه چکاره‌ای؟ پاسخ چیست؟!

هستی‌ و باید:

فرض کنید کسی بیاید عالم هستی و انسان را توصفیف کند و بگوید: «این عالم هستی حقیقت و واقعیت دارد – همه تجلی علم و حکمت است – در عین حال مسخر (رام) انسان است و انسان می‌تواند آن را بشناسد و به قوانین آن پی‌ببرد … – و شنونده بگوید: «عالم هستی چنین هست که باشد، حالا به من و تو چه»؟! پاسخ چیست؟!

پس انسان عاقل، علیم و حکیم، دقت می‌نماید که آیا این “هستی”ها، ربطی به او دارد و او را مکلف به تکالیف و “باید و نباید”هایی می‌نماید یا خیر؟!

مثال: فرض کنیم که دانشمندان “آتش و انسان” را توصیف کردند و گفتند: «آتش حرارت دارد، سوزاننده است و انسان نیز پوست و گوشتی لطیف و سوزنده دارد» – آیا می‌توان گفت: «خب چنین باشد، به من و تو چه»؟! یا نتیجه‌گیری می‌شود که “پس، انسان “نباید” دست و پا و بدن خود را به آتش نزدیک کند” و “باید” از بدن مراقبت نموده و از آتش درست استفاده کند.

خدا همه جا هست:

حال آیا “خدا همه جا هست”، ایجاب می‌کند که انسان در هر آن و هر کجا، خداوند متعال را بندگی کند، یا به این بهانه که او همه جا هست، یاغی شود؟!

بندگی:

آیا خدایی که همه جا هست، علیم و حکیم هست، خالق و مالک و ربّ هست، انسان را خلق نموده و به او عقل، قلب، اختیار و انتخاب داده است، و خلقت او نیز “عبث = بیهوده” و “لعب = بازی” نبوده و قطعاً هدف و سرانجامی دارد، باید بندگان خود را آگاه و هدایت نماید یا خیر؟! و آیا ضرورت این هدایت، ارسال انبیا، انزال وحی (کتاب)، تبیین بایدها و نبایدها، قراردادن معلم‌ها، مربی‌ها، راهنمایان و الگوهای زنده و قابل تبعیت را ایجاب می‌نماید و یا خیر؟!

اگر عقل سلیم حکم داد که «او هست، علیم و حکیم هست، هدایت بشر ضرورت دارد، او هدایت می‌کند و …، حال آیا “باید اطاعت و تبعیت نمود و یا خیر”؟!

حج:

بنابراین، هر حکمی که از سوی پرودگار حکیم صادر شده، لازمه تعلیم، رشد، تعالی و قرب بشر می‌باشد. خواه احکام شخصی باشد، یا اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … .

فرمود: بر مسلمانانی که توانگر «مستطیع» می‌شوند، واجب است که یک بار در طول عمر خود، به حج مشرف شوند و مناسک عبادی و سیاسی خود را به جا آورند، تا هم خودشان و هم جامعه رشد پیدا کنند.

بنابراین، مناسک حج، از یک سو انسان توانگر را بیشتر می‌سازد و غبار هر گونه دنیاگرایی، تعلقات مادی، وابستگی به تجمل و تشریفات و … را از او می‌زداید، و از سویی دیگر، کنگره‌ی عظیمی را از مسلمانان توانگر، در یک زمان و یک مکان تشکیل می‌دهد که در آن مکلفند، همه یک رنگ و یک شکل باشند، با یک دیگر آشنا شوند، به دوست شناسی و دشمن شناسی واحد برسند … و بالتبع در بازگشت، به معرفت خود عمل نمایند.

حال آیا این تشکیلات، برنامه‌ی هدفمند و منظم، منافاتی با “خدا همه جا هست” دارد؟ یا آن که تثبیت خداشناسی و خداپرستی مسلمانان می‌باشد؟

وحشت از حج:

زیارت مکانی به نام «بیت الله»، از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام مرسوم بوده است، اما صرف نماز، روزه و زیارت شخصی و بی‌بصیرت، نه برای به جا آورنده خاصیتی دارد، نه برای کسی مهم است و نه دشمنی را می‌ترساند. اتفاقاً دشمنان بسیار خشنود هستند که مسلمانان یک سری اعمال فیزیکی را انجام دهند و خودشان هم نفهمند که چه می‌کنند!

اما وقتی نماز “قیام (اقامه)” شد و نه صرفاً خواندن – روزه، وحدت عبادی و اجتماعی شد، نه صرفاً گرسنگی و تشنگی – و حج کنگره‌ی عظیم عبادی و سیاسی توانگران جامعه اسلامی گردید و خواه ناخواه، آگاهی و همفکری و دغدغه‌های مشترک را ایجاد نمود و سبب وحدت در دوست و دشمن شناسی و بالتبع بسیج توان‌ها برای برائت از مشرکین [نه در یک مراسم نمادین، بلکه در فکر، ذهن، قلب و عمل] گردید، بدیهی است که دشمنان و مخالفان را به وحشت می‌اندازد.

ضدتبلیغ:

از این‌رو، از آن هنگامی که توجه اذهان عمومی معطوف به روح و حقیقت حج ابراهیمی علیه السلام گردید، تجمع برای معرفت در عرفات، برای شعور در مشعر، برای مسلح شدن در مبارزه با شیطان در منی و مقابله جدی برای دور کردن شیطان در جمرات … و بالاخره وحدت توحیدی با «اللهم لبیک” از یک سو و برائت از مشرکین از سویی دیگر علنی و محقق گردید، ضد تبلیغ نیز آشکار و تشدید گردید.

بدیهی است که اگر حج، مانند گذشته، فقط احرام پوشیدن، سر تراشی و سنگ‌پرانی و گشتن دور یک دیوار بود، هیچ مخالفت و دشمنی و ضد تبلیغی علیه آن صورت نمی‌گرفت و چه بسا تشویق نیز می‌نمودند. مانند بودیسم، یا سایر ایسم‌‌های دیگر، یا حتی شیطان‌پرستی و فراماسون و صهیونیسم!

  • – زیارت نیز همین طور است، چرا اینقدر با “زیارت اربعین” که اکنون به یک تظاهرات سراسری و فراملی، حول محور ولایت و در خط امام حسین علیه السلام مبدل شده است، دشمنند و ضد تبلیغ می‌کنند؟! آیا نگران پیاده‌روی و احیاناً خستگی زوّار هستند؟!

 

مشارکت و هم‌افزایی (سؤال به همراه نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

شبهه می‌کنند: «خدا همه جا هست، پس نیازی نیست که به حج برویم»، یا «از همین جا می‌توان سلام داد، نیازی نیست به زیارت برویم»؟!

http://www.x-shobhe.com/shobhe/8742.html

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: