اگر می خواستیم بود، ما نخواستیم

از محمد بن حسن صفار نقل است که علی (علیه السلام) و اصحابش در مسجد کوفه بودند، مردی به حضرت گفت: پدر و مادرم فدای تو باد، همانا من از این دنیا که نزد مردم است ولی دست شما نیست تعجب دارم، حضرت امیر (علیه السلام) فرمود: ای فلان، آیا گمان می کنی ما جویای دنیا هستیم و به ما داده نمی شود؟ سپس دست مبارک را دراز نموده مقداری از سنگ ریزه ها را برداشت، ناگاه دیدند که جواهر گرانبهاست!
علی (علیه السلام) فرمود: اگر ما می خواستیم بود ولی نمی خواهیم، سپس سنگریزه ها را پرتاب نمود و به حال اول برگشت(۵۶).

برگرفته از کتاب

شگفتی های امیرالمومنین (علیه السلام)
نویسنده : سید محمد نجفی یزدی

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: