فقط بگوییم یک برادر پاسدار

تواضع

روزی برای او یک سخنرانی ترتیب داده شده بود. آمد و گفت که عنوان قائم مقام سپاه پاسداران را به کار نبریم و فقط بگوییم یک برادر پاسدار قصد سخنرانی دارد. تعجب کردم و چیزی نگفتم.

بعد از سخنرانی نزد او رفتم و دلیل این مسئله را پرسیدم. در جواب گفت: « نبایستی در سپاه قطب درست کنیم.

هر پاسدار و یا هر عنصر دیگری که در داخل مجموعه سپاه است، بایستی به چنان تقوا و توان فکری و اعتقادی و سیاسی دست یافته باشد که این تقوا و توانها جای عنوانها را بگیرد. »?

شهید یوسف کلاهدوز
کتاب هاله‌ای از نور، ص۱۱۳

خاطره دیگر

یک بار برایش غذا بردم. ناراحت شد و گفت: « دیگر از این کارها نکن. من هم باید مثل سایرین در غذاخوری غذا بخورم. »‌
بعد از غذا همیشه ظرف غذایش را هم می شست و هرگز این کار را به دیگری واگذار نمی کرد.?

کتاب هاله‌ای از نور، ص۱۲۲

دیدگاه

لطفا دیدگاه خودتون رو بیان کنید: