روایات ناب در مورد نیکی به والدین و خویشان

17 مرداد 95 نظرات (0) بازدید :

اسلام، در دستورش به احسان و نیکی به دیگران، مخصوصاً به پدر و مادر و بعد از آن به سایر ارحام و خویشاوندان اهتمام بیشتری به خرج داده است و آنان را مقدم بر دیگران یاد کرده و سفارش بیشتری درباره ایشان نموده تا جایی که رفتار خلاف بِرّ و احسان را (و یا مجرد ترک شفقت و احسان را) نسبت به آنان، که از آن به عقوق پدر و مادر و قطع رحم تعبیر شده، از محرمات شدیده و گناهان کبیره به شمار آورده است. مسلمان هرگز نباید از پدر و مادر یا سایر ارحام و خویشان خود ببرد و آنان را آزرده نماید که با این کار معصیت بزرگی مرتکب شده، خود را مستحق عقوبت دنیوی و اخروی نموده است.
قرآن کریم :
(1) خدا را پرستش کنید و چیزی را شریک او ننمایید، و به پدر و مادر و به صاحبان قرابت و خویشان احسان و نیکی کنید.
واعبدوا الله ولاتشرکوا به شیئاً وبالوالدین احساناً وبذی القربی… الایة.
(نساء، 36)
(2) پروردگار تو حکم فرموده که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر، احسان و نیکی کنید، نیکی کردنی (کامل)، اگر یکی از پدر و مادر یا هر دو نزد تو به پیری برسند؛ پس به ایشان اف مگو (اگر مثلاً تو را تنگدل گردانند)، و بانگ بر آنان مزن و بازشان مدار (اگر مثلاً تو را بزنند)، و برای آنان سخن نیکو (مانند؛ غفر الله لکما) بگو، و از روی رحمت و مهربانی، بال ذلت و فروتنی فرود آور، و (در مقام دعا به درگاه خدای متعال) بگو: پروردگار من ببخش و رحم کن ایشان را؛ همچنانکه مرا در کوچکی تربیت کرده و پرورش دادند.
وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه وبالوالدین احساناً اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلا هما فلا تقل لهما اف ولاتنهر هما وقل لهما قولا کریماً واخفض لهما جناح الذل من الرحمة وقل رب ارحمهما کما ربیانی صغیراً.
(بنی اسرائیل، 23 و 24)
(3) در توصیف و مدح یحیی (علیه السلام) می فرماید: و او پرهیزکار به پدر و مادرش نیکوکار بود و (نسبت به آنان) متکبر و سرکش و گنهکار و نافرمان نبوده.
در توصیف و مدح یحیی (علیه السلام) می فرماید: وکان تقیاً وبرا بوالدیه ولم یکن جباراً عصیاً.
(مریم، 13 و 14)
(4) خداوند (مردم را) به عدالت و نیکوکاری و احسان و رسیدگی به خویشاوند، فرمان می دهد.
ان الله یأمر بالعدل والاحسان وایتاء ذی القربی.
(نحل، 90)
(5) بپرهیزید (از نافرمانی و کیفر) خدایی که به او از یکدیگر سؤال می کنید (مانند این که می گویید: تو را به خدا چنین کن) و نیز ارحام را (از قطع نمودن و بریدن از آنان بپرهیزید) که خداوند بر شما مراقبت و نگهبانی است.
واتقوا الله الذی تسائلون به والارحام ان الله کان علیکم رقیباً.
(نساء، 1)
روایات :
(1) از امام باقر (علیه السلام): سه امر است که خداوند در آنها رخصتی قرار نداده است: اداء امانت به نیکوکار و بدکار، وفاء به عهد و پیمان برای نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا بدکار.
ثلاث لم یجعل الله فیهن رخصة: اداء الامانة للبر والفاجر، والوفاء بالعهد للبر والفاجر، وبر الوالدین برین کانا او فاخرین.
(وسائل الشیعه، ج 3، ص 135)
(2) از امام صادق (علیه السلام): بزرگترین (گناهان) کبیره هفت است: شرک به خداوند عظیم، قتل نفسی را که خداوند حرام کرده مگر به حق، خوردن اموال یتیمان، عقوق والدین (یعنی رفتار خلاف احسان به پدر و مادر، استخفاف نسبت به آنان، آزردن آنان)، نسبت زنا دادن به زنان عفیفه پاکدامن، فرار کردن کسی که به سوی دشمن و جهاد می رود، و انکار آنچه خدا نازل کرده است.
اکبر الکبائر سبع، الشرک بالله العظیم وقتل النفس التی حرم الله الا بالحق واکل اموال الیتامی وعقوق الوالدین وقذف المحصنات والفرار من الزحف وانکار ما انزل الله عزّوجلّ (الحدیث).
(وسائل الشیعه، ج 3، ص 464)
(3) از امام صادق (علیه السلام): سه امر است که (انسان) در هر حال از به جا آوردن آنها ناگزیر است: (ادای) امانت نسبت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد و پیمان برای نیکوکار و بدکار، نیکی به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا بدکار.
ثلثة لابد من ادائهن علی کل حال: الامانة الی البر والفاجر، والوفاء بالعهد للبر والفاجر، وبر الوالدین برین کانا او فاجرین.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 628؛ به نقل از مشکوة الانوار)
(4) جمیل می گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم در مورد قول خداوند عزّوجلّ: و اتقوا الله الذی تسائلون به و الارحام. فرمود: مراد از ارحام خویشاوندان مردم است که خداوند به صله و بزرگداشت آنان، امر فرموده است؛ آیا نمی بینی که خداوند ارحام را با خودش (در آیه) همراه قرار داده است؟
عن جمیل عن الصادق (علیه السلام) قال: سئلته عن قول الله عزّوجلّ: واتقوا الله الذی تسائلون به والارحام، (الآیة) قال (علیه السلام): هی ارحام الناس ان الله تعالی امر بصلتها وعظمها، الاتری انه جعلها معه (منه نسخه).
(وسائل الشیعه، ج 3، ص 141)
(5) از امام رضا (علیه السلام): خداوند امر کرده است به تقوا و صله رحم، پس کسی که صله رحم نکند متقی نشده است.
امر (الله) باتقاء الله وصلة الرحم فمن لم یصل رحمه لم یتق الله.
(تفسیر صافی در سوره نساء)
(6) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): از خویشاوند خود مبر؛ گرچه او از تو بریده باشد.
لاتقطع رحمک وان قطعتک.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)
(7) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): امت من چون از خویشان ببرند، اموال در دست اراذل آنان قرار گیرد.
اذا قطعوا (یعنی امتی) ارحامهم جعلت الاموال فی ایدی الاراذل منهم.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 104)
(8) از علی (علیه السلام): مردم چون از خویشاوندان ببرند اموال در دست اشرار قرار گیرد.
اذا قطعوا الارحام جعلت الاموال فی ایدی الاشرار.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)
(9) از امام صادق (علیه السلام): از معاصی کبیره؛ پیمان شکنی و بریدن از خویشاوند است؛ زیرا خداوند می گوید: لهم اللعنه و لهم سوء الدار
فی حدیث عد فیه المعاصی الکبیرة فقال (علیه السلام): ونقض العهد وقطیعة الرحم ان الله یقول: لهم اللعنة ولهم سوءالدار.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 463)
(10) از علی (علیه السلام): از گناهانی که موجب پیش افتادن فنا و مرگ می شود؛ قطع رحم (بریدن از خویشاوند) است.
ان من الذنوب التی تعجل الفناء قطیعة الرحم.
(وسائل الشیعه، ج 2، ص 237)
(11) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): از عقوق والدین بپرهیزید که بوی بهشت از مسیر هزار سال مسافت درک می شود و (لیکن) آن را هیچ عاق والدینی و هیچ قاطع رحمی و هیچ پیرمرد زناکاری و هیچ کشاننده لباس به روی زمین از روی تکبر، درک نمی کند مسلماً کبریایی ویژه خداوند رب العالمین است.
ایاکم وعقوق الوالدین فان ریح الجنة یوجد من مسیرة الف عام ولایجدها عاق ولاقاطع رحم ولاشیخ زان ولاجار ازاره خیلاء انما الکبریاء لله رب العالمین.
(وسائل الشیعه، ج 3، ص 137)
(12) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): شخصی که صله رحم می کند و حال آنکه از عمرش جز سه سال باقی نمانده، خداوند آن را تا سی و سه سال امتداد می دهد، و آنکه قطع رحم می کند و حال آنکه از عمرش سی و سه سال باقی مانده، خداوند آن را به سه سال یا کمتر تقلیل می دهد.
ان المرء لیصل رحمه وما بقی من عمره الا ثلاث سنین فیمدها الله الی ثلاث وثلاثین سنة، وان المرء لیقطع رحمه وقد بقی من عمره ثلاث وثلاثون سنة فصیرها الله الی ثلث سنین اوادنی.
(وسائل الشیعه، ج 3، ص 141)

برگرفته از کتاب آئین زندگی

نویسنده:

مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ جواد تهرانی

آدرس اینترنتی :http://www.ghadeer.org/Book/186/26032